جمال رضايى

92

بيرجندنامه ( فارسى )

امير معصوم خان خزيمه ( عمارت كلاه‌فرنگى ) واقع بود ، در شرق اين ميدان يك اصطبل نسبتا بزرگ وجود داشت كه ويژهء اسبهاى دستگاه حكومتى اين امير بود ، اين اصطبل را بعدها آقاى « على اكبر قضايى » - پيشكار امير مذكور - به منزل مسكونى تبديل كرد و در آن سكونت گزيد . 3 - 3 - ميدان بىبىعروس ( ميدون بىبىاروس meydon bibi arus ) : بىبىعروس نام آخرين همسر امير معصوم خان خزيمه ( حسام الدّوله ) و مادر علم خان خزيمه بود . از جنوب « ميدانى مير حسن خان » يك درگاهى به سوى جنوب باز مىشد كه با چند پلّه اين ميدانى را به يك ميدان چهارگوش بزرگ مرتبط مىساخت . منزل « بىبىعروس » در شرق اين ميدان بود ، به همين جهت ميدان به نام وى خوانده مىشد . در جنوب اين ميدان يك باغ و يك حمّام وجود داشت ، بدين سبب آن را گاه « ميدان باغ » مىگفتند ، همچنان‌كه آن حمّام را هم « حمّام باغ » مىناميدند . 4 - 3 - ميدان پاى قلعه ( ميدن پا / پو / قلاه meydon pa / pow / qal'e ) : در جنوب شرق قلعهء پايين شهر و انتهاى شيب تپّه قلعه - بر كناره جنوبى « رود » - زمين مستطيل شكل و بدون ساختمان و بنايى وجود داشت كه بازىگاه بچه‌ها بود و آن را « ميدان پاى قلعه » مىخواندند . 5 - 3 - ميدان پاياب ته ده ( ميدن پايوّ تادا meydon payow tade ) : از شرق « پاياب پايين شهر » و در شمال « حمّام زنانه » آن محلّه فضاى بازى بود كه شكل منتظمى نداشت و چهارراه از آن به شمال و شرق و جنوب و غرب جدا مىشد و يك درخت نارون هم در شمال شرقى آن وجود داشت . معمولا وقتى كه مرده‌ها را در پاياب مىشستند در اين محلّ بر جنازهء آنان نماز مىخواندند . 6 - 3 - ميدان تلگرافخانه ( ميدن تلگراف‌خانه meydon telgerafxone ) : در جنوب « خواجهء خضر » و جنوب غربى « حسينيّهء شوكتيّه » - در محلّه « دم قلعه » - ميدان چهارگوشى بود كه تلگراف‌خانهء شهر در غرب آن واقع بود و بدين مناسبت به اين نام خوانده مىشد ، و چون « خواجهء خضر » در شمال آن قرار داشت به آن « ميدان خواجهء خضر » هم مىگفتند . پيش از آن‌كه خانهء غربى اين ميدان به تلگراف‌خانه اختصاص داده شود اين ميدان « قورخانه » بود از اينرو به آن « ميدان قورخانه » مىگفتند .